عزیزترینم واسه چی اروم خاموش شدی؟؟؟
من:سلام مادرجـــــــون خوبی قربونت برم؟
مادر جون:منی مادر تویی الهی قربون صدات برم
من:خدانکـــــنه باباجونم خوبه؟
مادرجون:حالش تغییر نکرده مادر ولی داره نگام می کنه
مادرجون:بابای عبــــــــاس منیــــــــــــــــــــ هستا
صدای باباجونم که می گه
عزیزجونیم قربونت برم پس تو کی میای پیشم
--------------------------------------------------------
حالا باباجونم دارم میام دارم میام تا واسه اخرین بار ببینمت دارم می یام ولی دیگه کسی نیست که از پشت پنجره نگام کنه منم دست تکون بدم بگم دیدی اومدم توهم بغلم کنی گریه کنی منم بگم باباجونم حالا که اومدم چرا گریه می کنی
حالا این دفعه خودم می خوام بغلت کنم بگم مگه قرار نشد باشی تا من تابستون بیام پیشت
باباجونم مگه نگفتی اگه خوب شم میرم امام رضا حالا شب تاسوعا به خاک می سپارنت و امام حسین میاد جلوت الهی من قربون دل پاکت برم مادرجون که گفت تو بهتر شدی پس چی شد که دیشب زنگ زدن گفتن بیاین که واسه همیشه خاموش شدی؟؟؟
دیگه من هیچ بابا بزرگی ندارم هردو رفتن و واسه دیدنشون باید ارزو به گور ببرم
امروز ساعت 3 میام و تو به خاطر دخترت الان یک روز تو سردخونه ی الهی من کور شم
تو که 2تا پتو همیشه می نداختی روت پاهات یخ نکنه
باباجونم چشام کـــــــــــــــــور شه نبینم این روزارو چقدر از این روز می ترسیدم
الهــــــــــــــــی بمیرم
حلالم کن باباجون اگه نوه ی خوبی نبودم واست









