از تمام چیزایی که داری خدا رو جدا کن !چی داری؟ هیچ!حالا به همه نداشته هایت ،خدا رو اضافه کن !چه کم داری؟ هیچ
دیشب بعد دیدن فیلم شهید بابایی جدا از اینکه اون صحنه که شهید شدند چقدر گریه کردم وقتی اومدم که بخوابم تا ساعت 2 داشتم گریه می کردم نمی دونم واسه شهید بابایی بود یا واسه مملکتم یا خانمش یا من خودم که نتیجه زحمت اینا شهید ها در قبالش چیکار کردم تو این چند سال عمرم یا یاداور اینکه باباجونمو تو تابوت دیده بودم یا بغض همیشه گی یا دل تنگی تو ...
یا شاید همه اینا
حساس بودن و احساسی بودن خصلت یک شهریوری هست و این کاملا واسه من که شهریوریم صدق می کنه اما واسه طرف مقابلم نه
نمی تونم حساس بودنم رو عوض کنم وقتی قلبم با دیدن یه پرنده که مرده تا ساعتها عذا می گیره
دنیای من شده دل سوختن و دلسوزی واسه تمام ادمای دوروبرم حتی دشمنم
یادمه یه روز یکی بهم گفت اینقدر دلت می سوزه واسه ادما کسی هم دلش واسه تو می سوزه؟
وقتی این سوال رو شنیدم تا مدتها فکر می کردم چطور به ذهنه خودم نیومده بود
و هنوز که هنوزه از خودم می پرسم کی دلش واسه من واسه غصه هام واسه ناراحتیام می سوزه؟
هیچکس ..... جز خـــــــــــدا
جالبی اینجاست خودم می دونم چقدر ضربه می خورم ولی بازهم احساسم غلبه می کنه بر عقلم
بدترین ضربه زندگیم رو خوردم ولی نتونستم هیچ کس رو نفرین کنم تو دلم
خدارو شکر می کنم دلم اینقدر حساسه و بر عکس نشده سنگ باشه
اینکه مهربونیام یکی و اذیت کنه بهتر از اینه که سنگ بودنم اذارش بده
یک هفته کامل تو دانشگاه موقعه ثبت نام بود و من هم به عنوان کار دانشجویی شدم همکار یک خانم مهربون تو قسمت امور مالی کار خاصی نمی کنم ولی دلم واسه کار قبلیم خیلی تنگ شده اونجا واسه من کلی تجربه بود واسه منی که سه سال بیش جوونترین کارمندشون تو شاید 1000 کارمندشون بودم و همونجا بزرگ شدم
راضیم به رضای خدا
دلم هرروز که می گذره بیشتر تنگ می شه واست و بیشتر وابسته تو می شم
و نمی دونم اخر این داستان من و تو به کجا می رسه؟
واسه همین به دلم یاد دادم غصه اینده رو نخور چون اینده حتما خودش می یاد
اهنگ مهدی رنجبر وصف حال دلم هستش و 1000 بار گوش دادم این اهنگ رو
دنیای من خراب شد و باید باهاش بسوزم
این همه دل تنگی و من کجای دل بزارم
هیچی نموند جوری نشد که من دلم می خواستش
دور شدن تو از من ادم دیگه ساختش
شاید تو باور نکنی که بدجوری خرابم
پشت غرور لعنتیم یک سره تو عذابم
این روزا من تنها شدم تنها تر از همیشه
خوردو شکستنی شدم
مثل بلور و شیشه
دنیای من با تو یه دنیا شدش
چیزی نموند که من دلم بخوادش
بعد تو ارزوهام فنا می شه
دنیای من جهنمی سیاه می شه
دختر شهریور:اخر شعر و حرف دل خودمه واسه تو
شاید تو باور نکنی که بدجوری خرابم
پشت غرور لعنتیم یک سره تو عذابم
این روزا من تنها شدم تنها تر از همیشه
خوردو شکستنی شدم
مثل بلور و شیشه
التماس دعــــــــــــــا
بالاخره امتحانم تموم شد و ترم جدیدم 10روز دیگه شروع می شه
از سرکارم هم مجبور شدم بیام بیرون چون دیگه نمی تونستم کار کنم و درس بخونم گفتن باید یکیشو انتخاب کنم
امروز رفتم واسه تصفیه حساب
امروز با س رفتیم بیرون واسه ناهار چیلیز من مثل همیشه باکن برگر خوردم نمی دونم چرا عادت ندارم چیزهای مختلف امتحان کنم حتی غذاهام هم تکراری شدن
امروز با تیپی کاملا متفاوت رفتم افیس کلی همه ذوق کردن نمی دونم چرا هرکی می بینتم می گه ماشا... که خوشگلی ولی مگه خوشگلی همه چیزه زندگی هست؟کاش خوشگلی همون خوشبختی بود خوشگلی همون شادی بود
دل من پر رازهای هست که بیانش هم غیر ممکنه و فقط خدا می دونه که تو دل من چی می گذره نمی دونم پایان این غم کی هست؟
اینکه با همه وجود خدارو حس کنی خیلی خوبه
همیشه این جمله تو ذهنم هست
لبه پرتگاه هم که باشی اگه خدارو باور داشته باشی
خدا یا از پشت سر بغلت می کنه یا بهت پرواز کردن رو یاد می ده
این جمله همیشه همراه منه هیچ جا از ذهنم نمی ره
خــــــــــــــــــــــــــدا بهترین عشق
محتاج دعاتونم
واسه ابجیمم دعا کنین که به ارزوش برسه
التماس دعـــــــــــــا